فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا و َقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ (قصص / آیه 48)
? ترجمه:
هنگامي كه حق از نزد ما براي آنها آمد گفتند چرا مثل همان چيزي كه به موسي داده شد به اين پيامبر اعطا نگرديده است ؟ مگر بهانه جوياني همانند آنها معجزاتي را كه در گذشته به موسي داده شد، انكار نكردند و گفتند اين دو (موسي و هارون) دو نفر ساحرند كه دست بدست هم داده اند (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر يك از آنها كافريم؟!
بهانه هایی برای نپذیرفتن حق؛ همواره خط فکری مقابل انبیاء و دین بهانه هایی برای نپذیرفتن حق می تراشیدند. در این آیه خداوند یادوری می فرماید که چگونه افراد با مقایسه میان پیامبر صلی الله علیه و آله و موسی علیه السلام برای زیر سوال بردن رسالت ایشان بهانه جویی می کردند. می گفتند چرا پیامبر معجزاتی مانند موسی ندارد. حال آنکه در زمان خود موسی نیز با وجود این معجزات ایمان نمی آوردند و این معجزات را سحر می خواندند! بنابراین راه بهانه جویی همیشه باز بوده و هست.
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (شعراء / آیه 212)
? ترجمه:
آنها {شیاطین} از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) بركنارند.
استراق سمعی که نا ممکن شد؛ از آیات متعددی از قرآن بر می آید که خداوند یکی از توانمندی هایی که شیاطین داشتند، از آن ها گرفته است. كاهنان زمان پیامبر خود معترف بودند كه بعد از تولد پيامبر، رابطه شياطينى كه با آنها در ارتباط بودند از اخبار آسمانها قطع شد و آنها از شنيدن (اخبار آسمان ) بركنارند. در واقع شياطين قبلا به آسمانها مى رفتند و استراق سمع مى كردند و مطالبى را كـه در ميان فرشـتگان منعكس بـود احيانا بـه دوستان خود از میان انسان ها منتقل مى ساختند، اما با تولد و ظهور پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) استراق سمع به كلى قطع شد و آن ارتباط خبرى از ميان رفت، و اين مطلب را البته خود مشركان و مرتبطین شیاطین نيز مى دانستند.
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (محمد / آیه 9)
? ترجمه:
اين به خاطر آن است كه از آنچه خداوند نازل كرده كراهت داشتند لذا خدا اعمالشان را حبط و نابود كرد
عامل انحطاط و نابودی انسان ها؛ خداوند در این بخش از آیات سوره محمد، پس از اینکه برای کافران سخن از نابودی و انحطاط می گوید، از عامل و دلیل این انحطاط پرده بر می دارد. می فرماید آن ها نسبت به آنچه خدا نازل کرد، کراهت داشتند، پس اعمالشان نابود شد. این کراهت نسبت به چه بود؟ خداوند آئين توحيد را نازل فرمود اما آنها رو به شرك آوردند، خداوند دستور به حق و عدالت و پاكى و تقوا داد اما آنها به ظلم و فساد روى آوردند، آرى هنگامى كه آنها از اين امور نفرت داشتند طبعا گامى در اين مسير برنمى داشتند و تمام تـلاشـهـا و كـوشـشهايشان در مسير باطل بود، و طبيعى است كه چنين اعمالى حبط و نابود گردد. در حديثى از امام بـاقر (عليه السـلام ) آمـده اسـت : آنها آنچه را كـه خداوند در حق على (عليه السـلام ) نازل كرده بود كراهت داشتند. یعنی یک مصداق اصلی این مفهوم حکومت الهی است. انسان اگر نسبت به حکومت تعیین شده از سوی خدا کراهت داشته باشد، معلوم است که خودش و جامعه اش را به ورطه نابودی می کشاند.
.
✍️قرآن كریم میفرماید:
اِنَّ عِبَادیِ لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ اِلاَّ مَنِ اتَّبْعَكَ مِنَ الْغَاویِنَ» هرگز تو را بر بندگان با اخلاص من غلبه نخواهد بود و اقتدار تو بر افراد نادان و گمراهی است كه پیرو تو میشوند.
?علّت اصلی ورود به جهنّم، تبعیّت از شیطان است. امّا این پیروی اجباری نیست و انسان مخلص از وسوسههای شیطان خود را حفظ میكند.
?سوره حجر، آیه ۴۲
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا و َعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ و َتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ و َتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (عصر / آیه 3)
? ترجمه:
مگر كساني كه ايمان آورده، و اعمال صالح انجام داده اند و يكديگر را به حق سفارش كرده، و يكديگر را به شكيبائي و استقامت توصيه نمودند.
4ویژگی مهم؛ خداوند در این آیه تاکید می فرماید که انسانی که 4 ویژگی داشته باشد، از خسر به معنی زیان ناشی از نابودی سرمایه اش (عمر) نجات خواهد یافت. 2 ویژگی اول ایمان و عمل صالح است. از آنجا كـه ايمان و اعمال صالح هرگز تداوم نمى يابد مگر اينكه حركتى در اجتماع بـراى دعـوت بـه سـوى حـق و شناخت و معرفت آن از يكسو، و دعوت به استقامت و صبر در طريـق انجام اين دعوت از سوى دیگر صورت پذيرد، بـه دنبال ايـن دو اصل ، بـه دو اصـل ديـگـر اشـاره مـى فرمايد كه در حقيقت ضامن اجراى دو اصل اساسى ايمان و عمل صالح است: توصیه به حق و توصیه به صبر.
⬅️ تکمله: دو نکته مهم، اول اینکه صبر به معنی کنترل و مدیریت نفس در حوادث و اتفاقات عامل مهمی برای موفقیت است. اما اینجا صحبت از توصیه به صبر است. یعنی وظیفه ما این است که صبور باشیم و صبر را در جامعه و اطرافیان هم ایجاد کنیم تا آن ها هم بهره مند شوند. دوم اینکه، توصیه به حق خیلی مهم است. ولی حواسمان باشد از حقانیت چیزی که به آن توصیه می کنیم مطمئن باشیم. اگر شک داریم، بهتر است توصیه ای نداشته باشیم که خدای نکرده ناخواسته عامل انتشار باطل در جامعه نباشیم.