کار شیطان :
?یکی از کارهای شیطان این است که گناه را برای انسان زینت میدهد!?
?گناه را قشنگ و لذیذ جلوه میدهد ?
?قرآن به این هنر شیطان اشاره دارد
☘«إِنَّ الَّذینَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُم»؛☘
✍کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است.?
?(سوره مبارکه محمد آیه۲۵ ).
?دشمن مکاری داریم
?شهــید حســین خــرازی:
هرچه که میکشیم و هرچه که
بر ســرمان میآید از نافـــــرمانی
خداست و همه ریشـــه در عـــدم
رعــایت حــلال و حــرام خدا دارد.
رعایت_حــلال_و_حـرام
آیت الله بهــجت (ره):
وداع از این دنیا برای ما بسیار
نزدیڪ است ولی ما آن را بسیار
دور میبینیم وگـرنه اینقدر باهم
نـــزاع نداشتیم.
هر دو طرف نزاع و یا یڪ طرف
مــــرگ را از خود دور میبینند.
همسران_بهشتی_در_قرآن
?آنها فقط به همسرانشان عشق مى ورزند، و جز مهر آنها مهر دیگرى را در دل ندارند که این خود یکى از بزرگترین امتیازات یک همسر است که جز به همسرش نیندیشد و جز به او عشق نورزد.???
✨در #قـــــرآن کریم برای زنان بهشتى (حوریه های بهشتی) ویژگی هایی ذکر شده است که عبارتند از :
? ??
۱_✅پاکی و پاکیزگی : ☘و لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیها خالِدُونَ (۱)☘
☘ و أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ (۲) ؛☘
☘لهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ … (۳)☘
?همسران آن جهان ، بر خلاف بسیارى از زیبا رویان این جهان هیچ نقطه تاریک و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاک و پاکیزه اند.?
?بقره،25
?آل عمران،15
?نساء،57
نمیخواهم عکسش رو ببینم
چند روز پیش بچه دار شده بود.دم سنگر که دیدمش،لبه ی پاکت نامه از جیب کنار شلوارش زده بود بیرون.
گفتم:"هان،آقا مهدی خبری رسیده؟"چشم هایش برق زد.
گفت:” خبر که… راستش عکسش رو فرستادن".
خیلی دوست داشتم عکس بچه اش را ببینم.با عجله گفتم:"خب بده، ببینم".
گفت:” خودم هنوز ندیدمش". خورد توی ذوقم.
قیافه ام را که دید، گفت:” راستش می ترسم؛ می ترسم توی این بحبوحه ی عملیات،اگه عکسش رو ببینم، محبت پدر و فرزندی کار دستم بده و حواسم بره پیشش".
نگاهش کردم.چه می توانستم بگویم؟
گفتم:” خیلی خب،پس باشه هر وقت خودت دیدی، من هم می بینم".
خاطره ای از شهید محمدرضا عسگری/ پرواز در قلاویزان،ص132