30 دی 1401
یک روز، کشاورزی از خدا خواهش کرد: لطفاً اجازه بده من بر طبیعت حکمرانی کنم، برای اینکه محصولاتم بتواند پربارتر باشد. خداوند موافقت کرد. وقتی کشاورز باران خواست، باران بارید. وقتی تقاضای خورشید درخشان زیبا داشت، مستقیم میتابید. هر آب و هوایی درخواست… بیشتر »
1 نظر
24 دی 1401
پیرمردی بود که هرگز خودکار به دست نمیگرفت و همیشه با مداد مینوشت. روزی نوهاش پرسید: چرا تا این اندازه، مداد را دوست دارید؟پدربزرگ گفت: سه ویژگی در مداد هست که در خودکار نیست. 1⃣ مداد این فرصت را میدهد که اگر اشتباه نوشتی و به اشتباه خود پی بردی،… بیشتر »
11 دی 1401
♻️بهـلول هــارون را در حــمام دید و گفت: به من یک دینار بدهڪاری طلب خود را مــےخــواهــم. هــارون گفت: اجازه بده از حمــــام خارج شوم منڪه اینجا عـریانم و چــیزی ندارم بدهم بهلول گفت: در روزقیامت هم اینچنین عریان و بیچیز خــواهــــے بود!! 👌پس… بیشتر »
06 دی 1401
🧂 نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمکها نداری … اما زعفران را که میسابی به دانه دانه اش توجه میکنی… حال آنکه بدون نمک، هیچ غذایی خوشمزه نیست ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد … مراقب نمکهای زندگیمان باشیم… بیشتر »
05 دی 1401
هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند! سطر اول همیشه این است: خدا همیشه با ماست… پس بخوانش با لبخند! بیشتر »
01 دی 1401
🥀آفتاب شب یلدای همه گریه ی پشت تمنای همه هیچکس یاد غریبی تو نیست گریه کن جای خودت، جای همه🥀 🔸صابر خراسانی الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج #امام_زمان بیشتر »