معصیتها مثل آهنربا و لقمهحرام
#مانند ذرات آهن است وقتی که
انسان در #وجــودش لقمه حرام
نباشد می تواند از کنار معــصیت
عبور کند و خــود را نگه دارد اما
وقتی که لقمه حرامی را خورد از
کنار معصیت که میگذرد مجذوب
آن میشود این خاصیت #درونی
نان و لقمه حرام است.
?پیامبر اکرم (ص) می فـرماید:
کسی که کــسبش #حــــرام است
خداوند هیچ کار خــــیری را از او
نمیپذیرد چه آن کار صدقه ، حج
یا عمــره باشد خــداوند متعال به
عـوض پاداش این کارها #گــــناه
برای او ثبت می کند و آنچـه پس
از مرگ باقی میماند توشه دوزخ
او خواهد بود.
? آیه روز:
وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَ آتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا (اسراء / آیه 55 )
? ترجمه:
پروردگار تو از حال همه كساني كه در آسمانها و زمين هستند آگاهتر است و (اگر تو را بر ديگران برتري داديم بخاطر شايستگي تو است) ما بعضي از پيامبران را بر بعضي ديگر برتري داديم، و به داود زبور بخشيديم.
جایگاه متفاوت پیامبران در نزد خدا؛ اين آیه در حقيقت پاسخ به يكى از ايرادات مشركان است ، كه با تعبير تحقير آميزى مى گفتند آيا خداوند شخص ديگرى را نداشت كه محمد يتيم را به نبوت انتخاب كرد؟ وانگهى چه شد كه او سرآمد همه پيامبران و خاتم آنها شد؟! قرآن در پاسخ مى گويد: اين جاى تعجب نيست خداوند از ارزش انسانى هر كس آگاه است و پيامبران خود را از ميان همين توده مردم برگزيده و بعضى را بر بعضى فضيلت و برترى داده ، طبق موازينى كه خودش مى داند و حكمتش اقتضا مى كند. اما مفسران دلایل مختلفی برای یادآوری نام داود پیامبر در انتهای آیه آورده اند. مهمترین آن ها شاید این باشد که با اينكه داود داراى حكومت عظيم و كشور پهناورى بود، خداوند اين را افتخار او قرار نـمـى دهد بلكه كتاب زبور را افتخار او مى شمرد تا مشركان بدانند عظمت يك انسان به مال و ثروت و داشتن قدرت و حکومت ظـاهرى نیست و یتیم و بى مال بودن دليلى بر تحقير نخواهد شد.
#نبوت ، #داوود ، #زبور ، #علم
آیه روز:
وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ (صافات / آیه 36)
? ترجمه:
و پيوسته ميگفتند: آيا ما خدايان خود را به خاطر شاعر ديوانه اي رها كنيم؟!
عذر بدتر از گناه ؛ آیه امروز، جمله ای از زبان مشرکان است که وقتی از آنها می پرسیدی که چرا دست از شرک بر نمی دارید، بر زبان می راندند: ” آيا ما معبودها و بتهاى خود را به خاطر شاعر ديوانه اى رها كنيم ؟!” آن ها پیامبر را شاعر و دیوانه می نامیدند. شاعرش مى ناميدند چون سخنانش آنچنان در دلها نفوذ داشت و عواطف انسانها را همراه خود مى برد كه گوئى موزون ترين اشعار را مى سرايد، در حالى كه گفتارش ابدا شعر نبود و مجنونش مى خواندند به خاطر اينكه رنگ محيط بخود نمی گرفت ، و در برابر عقايد خرافى انبوه متعصبان لجوج ايستاده بود كارى كه از نظر توده هاى گمراه يك نوع انتحار و خودكشى جنون آميز است. البته عامل اصلی این توهین ها این بود که نمی خواستند از معبودهایشان دست بکشند. پس ساده ترین راه زیر سوال بردن شخصیت پیامبر بود. امروز هم همین است. عده ای را که هشتگ سازی هایی ضد اسلام و مسلمان بودن می کنند، را اگر بررسی کنی می بینی که علائقی دارند که بنده آن شدند. از رذایل اخلاقی گرفته تا خواسته های سخیف سیاسی. علائقی که برای آن ها مانند معبود است ، ولی با مسلمانی جور در نمی آید. پس اصل مسلمانی را کنار می گذارند و برای توجیهش، شخصیت پیامبر را در سخنان و نوشته هایشان با تهمت های واهی زیر سوال می برند. پس خط همان خط است و نشان همان نشان ….
#شرک ، #نبوت ، #معبود ، #تهمت ، #شاعر ، #مجنون
آیه روز:
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (انفطار / آیه 6)
? ترجمه:
اي انسان چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته؟!
غرور بیجا؛ در این آیه برای بیدار کردن انسان و توجه دادن او به مسئولیت هایش از او پرسیده می شود، ای انسان چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است؟ خداوندی که هم رب است و هم کریم. تو را پرورانده و حمایت کرده و از روی کرم همه نعمتی به تو داده و خطاهایت را نادیده گرفته است. آیا سزاوار است در برابر این پروردگار جسور و گستاخ شد؟ جالب است در حدیثی پیامبر به این پرسش پاسخ داده اند و فرموده اند جهل انسان، او را در برابر پروردگارش مغرور ساخته است.
?
آیه روز:
وَ مَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا و َلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ (حجر / آیه 4)
? ترجمه:
ما (اهل) هيچ شهر و دياري را هلاك نكرديم مگر اينكه اجل معين (و زمان تغيير ناپذيري) داشتند.
اجل معین ؛ انسان ها، آن گاه كه سيلى اجل به صورت آنها نواخته شود، و پرده هاى غفلت و غرور از مقابل چشمانشان كنار رود، و خود را در آستانه مرگ و يا در عرصه قيامت ببينند، مى فهمند كه چه اندازه در غفلت و تا چه حد زيانكار بوده اند، و چگونه گرامى ترين سرمايه ها را براى هيچ از دست دادند! پس خداوند برای اينكه گمان نكنند اين مهلت و بهره برداری از لذت های دنيا پايان ناپذير است، می فرماید: (ما هيچ گروهى را در هيچ شهر و آبادى نابود نكرديم مگر اينكه آنها، اجل معين و زمان تغييرناپذيرى داشتند) آیا توجه به همين واقعيت كافى نيست تا همگان از سرنوشت گذشتگان عبرت گيرند، و از مدت مهلت الهى براى بازگشت و اصلاح، استفاده كنند؟
?
#سنت_الهی ، #اجل ، #مرگ ، #مهلت ، #استدراج