15 مرداد 1398
گفتم:” با فرمانده تان کار دارم.” گفت:"الان ساعت یازده است،ملاقاتی قبول نمی کند.” رفتم پشت در اتاقش در زدم،گفت:"کیه؟” گفتم :"مصطفی من هستم.""گفت :"بیا تو.” سرش را از #سجده بلند کرد ،چشمهای سرخ، خیس اشک و رنگش پریده بود.?… بیشتر »
نظر دهید »
15 مرداد 1398
إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (ص / آیه 64) ? ترجمه: اين يك واقعيت است گفتگوهاي خصمانه دوزخيان مجادلات دوزخیان؛ آیه از واقعیت جالبی پرده بر می دارد. اینکه در قیامت، دوزخیان همواره با یکدیگر در حال دشمنی و مجادله هستند! چه بسا این هم… بیشتر »