یه روزی یه پادشاه خیلی پولدار (ولخرج) داشت از یه منطقهای رد میشد که با دو تا رفیق جوان و فقیر مواجه شد. این دو نفر که تا اون لحظه با گدایی زندگیشون رو میگذروندن، انگار دو روی یک سکه بودند؛ یعنی یه لحظه هم از هم جدا نمیشدن.
پادشاه که اون روز حال و حوصلهاش خوب بود، تصمیم گرفت بهشون لطف کنه. به هر کدومشون گفت یه آرزو کنن تا براشون برآورده کنه.
اول رو کرد به رفیق کوچیکتر و گفت: «بگو چی میخوای. قول میدم برات انجامش بدم. فقط یه نکته هست: به ازای هر چیزی که من به تو میدم، دو برابرش رو به دوستت میدم!»
رفیق کوچیکتر یه کم فکر کرد، بعد با یه لبخند شیطنتآمیز جواب داد: «چشم راست منو از کاسه در بیار!»
درس داستان: حسادت، اولین درسیه که شیطان به آدمهای سادهلوح میده!
فرم در حال بارگذاری ...
آرام و سبکبار زندگی کن،
که جهان با نرمی زیباتر میشود.
در این دنیا هیچ چیز به لطافت آب نیست؛
آب نرم است و بیادعا،
با اینهمه، توان آن دارد که سختترین سنگها را فرسوده کند.
نرمی، برتریِ حقیقی است؛
سختی و خشونت در برابرِ گذرِ لطافت تاب نمیآورند.
همه این را میدانند،
اما تنها دلهای آرام آن را بهراستی درک میکنند.
آدمی، در آغاز نرم و زنده است،
اما هرچه به پایان نزدیکتر شود،
دلش سختتر میگردد.
گیاه نیز چون روییدن آغاز کند،
نرم و پرتوان است،
و چون خشک شود، پایانش فرا رسیده است.
پس نرم بودن نشانهی زندگی است،
و سختی، نشانهی فروبستنِ جان.
آرام زندگی کن!
با جهان ستیز مدار،
با آدمیان مهربان باش،
و اگر تلخی دیدی، با لبخند پاسخ دهت. 🌿
فرم در حال بارگذاری ...
پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد. ناچار با منقارش از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش می گذاشت. آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.
یکی از جوجه ها گفت:
آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.
وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناسپاسی نبینیم اما بیشتر اوقات می بینیم. مرز میان ناسپاسی و خودخواهی باریک است. هر دو جزو صفت های بد به شمار می روند اما هر آدمی حق دارد زندگی کند. حق دارد خودخواه باشد. کسی برای فداکاری بی اندازه هم مدال نمی دهد.
👈🏻عموماً آدم های خیلی فداکار در تنهایی شان گله می کنند از ناسپاسی اما ترجیح می دهند فداکار شناخته شوند تا آدمی که به فکر خودش است.
گاهی به فکر خودتان باشید. از زندگی تان لذت ببرید. اینطور در گذر زمان کمتر پشیمان می شوید. کسی برای فداکاری بی اندازه به آدم مدال نمی دهد.
فرم در حال بارگذاری ...
شبِ نجواهای آسمانی
امشب، شبِ آرزوهای دور و دراز است؛ شبی که درهای آسمان به روی زمین گشوده میشود و نسیمِ رحمت الهی، بر دلهای مشتاق میوزد. لیلة الرغائب، شبِ عروجِ خواستهها به عرش کبریایی است.
بیا امشب در خلوت خود، تمام آرزوهایمان را مرور کنیم؛ نه فقط آرزوهای شخصی، که آرزوی صلح برای جهان، آرزوی سلامتی برای بیماران و آرزوی گشایش برای دردمندان. امشب، قلم تقدیر، با جوهر امید مینویسد و هر دستی که به تمنا برآید، بینصیب نخواهد ماند.
لیلة الرغائب مبارک. دلهایتان پر از نور و آرزوهایتان مستجاب.
فرم در حال بارگذاری ...
تا حالا شده توی ماشین باشید
یه دفعه چشمتون به ویترین یه مغازه بخوره و خوشتون بیاد؟
به زور جای پارک پیدا کنید.
میرین سمتش.
اما انگار فقط از دور قشنگ به نظر میرسیده.
برمیگردید سمت ماشین ؛
میبینید جریمه هم شدید
خیلی از آدما تو زندگی مثل اون مغازه ها میمونند… سعی نکنید نزدیک شون بشید که با حسرت برمیگردید!
فرم در حال بارگذاری ...